صلوات – داستانی از حضرت علامه حسن زاده آملی

داستانی از حضرت علامه حسن زاده آملی:

 

بعد از نماز صبح جمعه ۱۵ ج ۲ سنه ۱۳۸۹ ه ق = ۷ شهریور ۱۳۴۸ ه ش، در ال توجه نشسته بودم،

پس از برهه ای بدنم به ارتعاش آمد ولی خفیف بود. بعد از لحظه ای شنیدم شخصی با زبان بسیار

شیوا و شیرین این آیه کریمه را قرائت می کند:

« إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»

ولی من آن شخص را نمی دیدم، و من هم از شنیدن آن آیه صلوات می فرستادم.

در آن ال یکی به من گفت: بگو یا رسول الله، و من پی در پی می گفتم یا رسول الله.

و پس از آن با جمعی از مخلوقی خاص محشور شدم که گفت و شنود بسیاری با هم داشته ایم.

بعد از آن که از آن حال باز آمدم متنبه شدم که تلاوت آیه فوق برای این جهت بود که روز جمعه بود،

و ذکر صلوات در این روز بسیار تاکید شده است.

 

انسان در عرف عرفان – علامه حسن زاده آملی – صفحه ۳۰

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 15 =